یه اتاق تاریک و خالی
فقط یه کاناپه هست و یه تلویزیون ٫ پسری متنفر از آدمای دنیا روی کاناپه نشست و با کنترل کانال های تلویزیون رو عوض میکرد ٫ یه کانال داشت آهنگ NUMB از LINKIN PARK رو نشون میداد ٫یه دختر تنها ٫دختری که همه بهش طعنه میزند ٫ تنهای تنها تو یه دنیای تاریک ٫ دیگه زمانی برای حس کردن گرمای زمین نیست ٫ پسر تنها تلویزیون رو خاموش کرد و دفترچه ای از داخل کیفش در آورد و شروع به یادداشت کرد :
دیگه نمیخوام دنیا رو حس کنم
دیگه نمیخوام دوست داشتن رو حس کنم
و من برای همیشه میرم به یه دنیایی که شاید هیچیزه دیگه ای جز تاریکی نباشه
میخوام قلب کوچولوی تورو بگذارم توی جعبه قلب های شکسته
این ماه دسمبر من هست ٫ و دنیا تا اونجایی که امکان داره تاریک میشه
دوست دارم دنیا رو از دنیای ماشینی پاک کنم
میخوام برای همیشه دست گرم رو تو دستم بگذارم
میخوام برای همیشه به لب های قشنگت بوسه ای بچسبونم
میخوام برای همیشه قلبم رو حس کنی
تو یه بیابون خالی
یه شاه راه طولانی که هیچ موجودی درش نیست
برای همیشه کنارم بمون
برای همیشه من رو به خاطره هات بفرست
و هرگز برای هیچ وقت
و برای هرگز ها و همیشه ها
و دفترچه کوچیکش رو بست و سرش رو روی دسته کاناپه گذاشت و برای همیشه رفت
پسری تنها ٫ پسری خسته ٫پسری به نام جواد ٫ پسری که هر روز وقتی میخواست از در خونه بره بیرون ۳ کیلو روغن حیوانی به سرش میزد ٫پسری با موهای تن تنی هر روز صبح میرفت سر پل میدون تجریش وای میساد به ملت گیر میداد ٫ پسری که واک منش رو روشن میکرد و هر روز نوار جواد یساری توش میزاشت ٫ پسری که با آهنگ های جلال همتی هد بنگ میزد ٫ پسری که میرفت تو خونه و پاچه ی شلوار جینش رو با سنگ پا ٫ پاره پوره میکرد تا مدل شلوار های روز بشه ٫پسری که روزی ده هزار تومن میداد و لباسا و کفش های اینو اونو قرض میگرفت ٫پسری که خونشون تو باغ شاطر بود ٫ پسری که همش سوتی میداد و خلاصه ماجرا یه پسر ترک به توان دو
سال پیش از مدرسه بخاطر اینکه از دیوار مدرسه دخترونه کوچه پایینی بالا رفته بود و تو توالت دخترونه مدرسه کمین گرفته بود اخراج شده بود و ۱۰ روز بازداشتی خورد تو کلانتری ۱۳ میدون شوش ٫ و با گرو گذاشتن یه سند یه زمین ۱۳ متری تو خرچک ورامین آزاد شد . پسری که یه روز با برو بچه های بسیج تجریش دست به یقه میشد یه روز اونا رو تو کافی شاپ سر ویلعصر مهمون میکرد بعضی روزا هم که تو بازداشتگاه میگذروند ٫بعضی وقتا هم باتری واک منش تموم میشد و میرفت از حاجی ارزونی سر کوچه دوتا باتری میذاشت و باز میرفت سر کوچه ای که دخترای کلاس زبان کیش میومدن پایین وای میساد و هد بنگ میزد و واسه اینکه دخترا رو تور کنه داد میزد :
پریوش شوهر کرد
آه همرو در به در کرد
چی کار کرد ؟ شوهر کرد
بعضی از دحترا که مثل خود جواد بودن بهش چشمک میزدن بعضی ها هم زیر ب بهش فوش خوار مادر میدادن و رد میشدن ٫
یه روزی که جواد مثله همیشه ساعت دوازده و نیم ظهر از خواب بیدار شد و یه کم شیکمش رو مالوند و رفت سر یخچال هرچی تو یخچال بود رو بلیید و مثل همیشه سوار کامیونه حاج منصور شد و به طرف خیابون ولیعصر ره افتاد ٫ مثل همیشه پشت کفشهاش خوابونده شده بود و یه تی شرت زیپی پوشیده بود میشد تیکه های تاپاله ای ژل زرد رو تو موهاش دید ٫ وقتی رسید سر خیابون آینش رو از جیبش در آورد و یه نیگاه به خودش انداخت و یه دستی به موهاش کشید که مثل موهای بز تو هم رفته بود ٫ دوباره یه نیگاه به خودش انداخت و از تو جیبش یه شیشه عظر شابدول عظیم در آورد و به خودش زد و باز هم مثل همیشه رفت کنار مغازه ای که همیشه دخترای مدرسه ای پیش دانشگاهی و اونهایی که از کلاس زبان برمیگشتن رد میشدن وایساد و شروع کرد به .....
همتون خوش اومدین ٫بهش میگم
امروز ۱۳ شهریور بود و قرار برو بچه بلاگ سکای ٫ من و یه ۲۰ نفر دیگه رفته بودیم رو یه تپه نشسته بودیم و واسه همدیگه جک تعریف میکردیم.
من که اوعضام خیلی خرابه ٫کثافت وایتکس ریخته رو بهترین شلوارم ٫
بعدشم روغن داغ ریخت رو پیرهنم برای همین نتونستم سر ساعت ۵ بعد از ظهر اونجا باشم اما به هر بد بختی بود با پیرهن چروک و قیافه ضایع رفتیم مزاحم بقیه برو بچ شدیم .
یه کم نشستیم حرف زدیم و به هیچ نتیجه ای هم نرسیدیم اما اینکه همدیگرو شناختیم خوب بود . نمیشد اسم رو وقت تلف کردن بگذاریم.
اعضای این خونواده گیر دادن که امید بزارم من که متنفرم
فقط متورا لینکین پارک
به ققنوس قول دادم براش کلیپ های Linkin Park رو بیارم .
اما هنوز واسه این شلوارم مگسیم.
بابا من چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟
هی میگن تو که میگی پسری با کفشهای جردن پس کفشهای جردنت کو ؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا به خدا به پیغمبر من کفشهام جردن نیست ٫کفشهای من تیمبر لند ( سندل) ماجرای کفشهای جردن خیلی قدیمیتر از این حرف هاست یعنی او اولایی که وبلاگم رو درست کردم کفشهام جردن بود اما الان نیست ٫
در مورد دختری با کفشهای نایک هم که بابا اون قدیما بود بعضیا به ما افتخار میدادن با ما تو این وبلاگ مینوشتن الان جز من اینجا هیچ کس دیگه نمینویسه
اگه ققنوس افتخار بده با من بنویسه خوب میشه
هان ؟؟؟؟
نمیدونم به خدا چی کار کنم مخم کار نمیکنه
توجه ! توجه !
با اینکه آخرین باری که پوشیدم و باهات رفتم بیرون ماله دو ٫ سه ٫ روز پیش بود اما باز هم دوستت داشتم و الان باید به شلوار دیگه جای شلوار نازنینم (تو ) رو بگیره ٫ امیدوارم که بتونی سالم از زیره خشک شویی در بیای که میدونم با این حال هیچ وقت مثل قبلت نمیشی و رنگ قبلیتو بدست بیاری ٫به هر حال امیدوارم که روحت شاد بمونه و بشه ٫ امیدوارم که مجلس ترحیمی که برات با حضور مامانم ٫بابام و داداشم برات آبرومندانه باشه و از ما راضی باشی ٫
امیدوارم که از اینکه یه حووی جدید برات بگیرم ناراحت نباشی ٫
الان دارم متالیکا گوش میکنم
و دیگر هیچی برام احمیت نداره
یه کلیپ زنده از آهنگ : و دیگر هیچی برام احمیت نداره
من با این آهنگ به قدیما سفر میکنم ٫ دنیا برام یه جوره دیگه هست
و دیگر هیچی برام احمیت نداره
هیچیز هیچی هیچی ٫ بابا حمتون فکر میکنین من دیوونم ؟؟
فکر میکنید که مسخره بازی در میارم؟
فکر میکنید که میخوام جلب توجه کنم؟
میدونید افکار آدمها هیچ وقت مثل همدیگر نیست
هیچ آدم سالمی و عاقلی تو این دنیا زندگی نمیکنه
همه دیوونه هستند اما وقتی دوتا دیوونه به هم میرسند فکر میکنن که طرف مقابلشون دیوونست ؟؟ معلومه که نه
من این دنیا رو دوست ندارم ٫ازش متنفرم ٫ متنفر
نمیدونم چرا خدا منو تو این دنیا انداخت ؟
نیمدونم ٫نمیدونم
فقط میخوام تنها باشم و به خودم فکر کنم
توی یه اتاق تاریک و خالی ٫ آهنگهای nirvana رو بخونم ٫ یا اینکه فریاد بزنم : مادر بگذار قلبم برود ٫بگذار فرزندت رشد کند و از این به بعد اسم من یاغی خواهد بود ٫ لیریکز های متالیکا
هیچ امیدی به آینده ندارم ٫ یه اینجا برام مونده اونم تو یه دنیای مجازی که کثیفتر از خوده دنیای حقیقی هست . شاید من به اینجا تعلق ندارم ٫ شاید هم ....
نمیدونم ٫ ¤ از مرلین منسون گرفته که روح شیاطین گرفتتش تا اون بریتنی کثیف همه از یه دنیا هستند از یه دنیایی که همه چیزش با هم فرق میکنه
و دنیا فقط با خشت های دیوار من ساخته شد
آجر دیگری در دیوار - فراز اول
بابا به آن سوی اقیانوس پرواز کرده
فقط خاطره ای برجا گذاشته
یک عکس فوری در آلبوم خانوادگی
بابا ٫ دیگر چی برایم گذاشتی؟
بابا ٫ چه ارث و میراثی برایم گذاشتی ؟
همه اش فقط یک آجر در دیوار
فقط آجرهایی در دیوار
کرات دونالد کبین پسر بچه ای شاد در بیستم فبریه سال ۱۹۶۷ در ۱۲۰ کیلو متری شهر واشینگتون متولد شد . کرت پس بچه شیطون و واقعا شر بود .
پسر بچه ای که افکاری از جنگ جهانی دوم ٫ جنگ سرد و طلاق پدر مادرش او را وا داشت که سبکی جدید از موسیقی راک عرضه کند . کرت از بچگی به گروه های بیتلز و میمون ها علاقه داشت و همین آشنایی با موسیقی راک اند رول پایه ای برای رشد او بود . کرت هرگز مانند بچه های آن دوره زمانی نبود . علاقه ای به مدرسه نداشت و هرگز وقت خودش رو با دوستانش نمیگذروند . ۱۲ ساله بود که پدرش اولین گیتار را برای او خرید و او را به استدیو ضبط موسیقی فرستاد . در سال ۱۹۸۶ بود که کرت با کریست گروه نیروانا رو راه اندازی کرد . مدت ها بود که به مرفین اعتیاد داشت و این نتیجه ای از ترک مادر او بود . در سال 88 آنها اولین آهنگ های خود را منتشر کردند و بعد آنها اولین آلبوم خود را با نام bleach ضبط کردند. آنها برای bleach فقط 600 دلار گرفتند، بعد آنها کنسرتهایی درآمریکا و بعد England برپا کردند. سال بعد آنها یک single دیگر ضبط کردند که موفقیت چندانی نداشت آنها فکر کردند باید تغییری در گروه بدهند و در نتیجه در سال 1991 آنها شرکت ضبط آهنگهای خود را از syb bop به Geffen Records تغییر دادند. آنها قرار دادی با شرکت Geffen recordsامضا کردند. که کار ضبط آلبوم دوم خود را شروع کنند. در24 septembr 1991 Nevermind منتشر شد در آغاز کار، در رده 144 قرار گرفت. اما بعد از یک مصاحبه در MTV و NBC آنها به بالا ترین نقطه در جدول رسیدند. Nirvana به عنوان محبوب ترین گروه و Nevermind به عنوان پر فروش ترین آلبوم انتخاب شد.Kurt هرگز انتظار نداشت به چنین محبوبیتی برسد وهرگز دوست نداشت مهم ترین نوازنده rock شود، او دوست نداشت با موسیقی تجارت کند. در سال Nirvana 92 به عنوان برترین گروه سال انتخاب شد.در 24January 1992 در هاوایی با Courtney love ازدواج کرد.اعضای نیروانا فکر می کردند ازدواج Kurt باعث آرام شدن او می شود. که البته برای مدتی درست بود. در این مدت آنها یک آلبوم جدید به نام Incesticide ضبط کردند. این البوم هم با استقبال خوبی مواجه شد، اما به دلیل شباهت بسیار به آلبوم bleach هرگزبه محبوبیت Nevermind نرسید.
در اوایل سال 1993 آنها درMTV Unplugged نواختند وآخرین رکنستشان را در 1994 mars 29 اجرا کردند یک هفته بعد Kurt در حالت کما به بیمارستان رفت، بعدازیک روز به هوش آمد، چند روز بعد او از بیمارستان مرخص شد . در ۷ آپریل ۱۹۹۴ او از مرکز اعتیاد مرخص شد و پس از ۳ ماه غیبت کرت جسد او را در خانه اش یافتند و دلیل مرگ او استفاده از هرویین اعلام شد . (عده ای میگن که جسد او بعد از سه روز ترک مرکز اعتیاد پیدا شد . ) کرت برای همیشه دنیا و طرفداران خودش رو ترک کرد و برای همیشه ما رو تنها گذاشت .
کرت دونالد کبین مانند ستارگانی که دنیا رو ترک کردند مانند سید برت از گروه پینک فلوید و یا جان لنون از گروه بیتلز و یا کلیف از گروه متالیکا دنیایی که همه چیزش رو کثافت گرفته بود با چنین اشعاری که نفرت خودشونو از این دنیا اعلام میکردند آرام به خواب فرو رفت و دیگر باز نگشت .
کرت واقعا یک فوق ستاره بود علاوه بر اون یه انسان بود . هیچ وقت نمیتونم ذهنم رو از این ستاره واقعا دور کنم .
ستاره ها و انسان ها همیشه زود از پیش انسان ها میرند ٫ فردی مرکوری ٫ کلیف ٬ سید برت ٫ کرت دونالد ٫ جان لنون و بسیاری از ستارگان و انسان های با فلسفه
نقل مطالب نوشته خودم و سایت شخصی خودم ( کرم های ایکس )
www.xworms.150m.com
سلام سلام سلام سلام
بچه ها من میخوام یه برنامه ی هفتگی برای وبلاگ دوروست کنم تا شاید باحال تر بشه
میخواستم نظر شما رو بپرسم
این برنامه جوری هست که هر روز در باره یه مطلب مینویسم
دربارهی آموزش
نوشته های خودم ٫ موسیقی و ... خوش حال میشم نظرتونو بدونم
در ضمن من یه سایت توپ راه انداختم که واقعا توپ شده
کرم های ایکس الان در دست رس هست خیلی هم باحال شده
میدونید چندا از فرق های دخترا با پسرا رو؟
۱. دخترا همیشه بیشتر از پسرا حرف میزنند
۲ . دخترا هر وقت مرن آرایشگاه احساس خشگلی میکنن اما پسرا هر وقت میرن آرایشگاه احساس میکنن که از همیشه زشت تر شدن.
۳ . دخترا همیشه حتی تو ۳۸ سالگی هم فکر میکنن دختر ۱۴ ساله هستند اما پسرا وقتی میرسن به ۱۴ سالگی احساس آدمای ۸۰ سال رو دارن
4 . دخترا خیلی قر قرو هستن
نتیجه گیری : همیسشه دخترا مایه عذاب پسرا هستن
حالا فرق ایران و آمریکا چیه؟
تو ایران مردم دنبال ۵ تومنی و ده تومنی برای تلفن عمومی هستن و تو آمریکا مردم دنبال ۲ سنتی برای ماشین لباس شویی های عمومی
نتیجه گیری : کوه به کوه نمیرسه اما آدم به آدم میرسه
فرق زمین با آسمون چیه؟
همیشه آسمون به زمین میاد اما هیچ وقت زمین به آسمون نمیره
نتیجه گیری : مردم دنیا همیشه تو ؟ میمونن
فرق یه دختر آمریکایی با یه دختر ایروونی چیه؟
دختر آمریکاییه میره دنبال پسرای خشگل و یکی رو انتخاب میکنه بدشم با هم میریزن رو هم
اما دختر ایروونیه میره شابدول عظیم خیرات خرما میده که : خدایا یه فرجی کن پسر همسایه بیاد خاستگاریم
فرق یه پسر ایرونی با یه پسر آمریکایی چیه؟
پسر آمریکاییه میره یه پیستول بر میداره میره تمام آدمای مدرسشونو میکشه . اما پسر ایرونیه یه پیستول بر میداره خودشو میکشه
مبیدونی فرق میکزیکیا با آمریکاییا چیه؟
مکزیکیه از ۲۰ سالگی میره تو یه ده با زن و بچش حال میکنه بدش هم میره ماهیگیری بعدش هم میره تو ده با دوستاش خوش میگذرونه
اما آمریکایه دهن خودشو سرویس میکنه که پول در بیاره بعدش سر ۸۰ سالگی میره تو یه ده با زن و بچش حال میکنه بدش هم میره ماهیگیری بعدش هم میره تو ده با دوستاش خوش میگذرونه