حدود ۸ ماه پیش بود.ما هم مدرسه میرفتیم.که یه روز وقتی تو راه مدرسه بودیم دوتا دختر خر آشغال جلو ما رو میگیرن و بدبختی ما شروع میشه.با خودم میگفتم اصلا انگار نه انگار که ما پسریما بعد دوتا دختر جولوی مارو بگیرن.اون روز من که اصلا حوصله ی این سوسول بازیا رو نداشتم مجبور شدم هیچی بهشون نگم و از کنارشون رد بشم.تقریبا میتونم بگم که هر روز تو راه مدرسه میدیدمش . وقتی که تنها بود عین خر سرش رو مینداخت زمین و یه جورینشون میداد که انگار منو نمیبینه و وقتی با دوستاش بود مثل شیر ژیان سر حال و غبراق . خلاصه منم اصلا نه دوست داشتم باهاش آشنا شم و نه اینکه ریختش رو ببینم برای همین دیگه زیاد از اون راه نمیرفتم و براش آفتابی نمیشدم که حوس آشنا شدن به کلش نره.
خوب تو این اوعضاع احوال من با معم دینیم خیلی خوب بودم و همش با هم بگو بخند داشتیم حالا فکر نکنین معلم دینی ما هم از این آدمای ریشو و الله و صل الا محمد بود ها نه بابا . معلم ما مسیحی بود و اسمش هم ادریس بود من هم خودم مونده بودم چطور میشه یه معلم مسیحی بیاد به بچه مسلمونا درس دینی بده.ما ی خر هم که به دفقامون اعتماد میکردیم داستان های دوستامو و وبلاگمونو براشون میگفتیم. یه روز یکی از این دیوونه ها ی نامرد میره به معلم دینیه ما میگه آقا دوست دختر کیان قهر کرده وای مارو میگی داشتیم دیوونه میشدیم بابا حالا چی شده بود که این حرف مفت رو این کثافت زده بود . اون روز اصلا حوصله ی شوخی نداشتم از یه طرف این دختر لاشیه تو خیابون با دوستاش حال ما رو گرفت از اون طرف هم این دبیر ریاضی ما بدجور با ما رو دنده ی چپ افتاده بود حالا ما هم برای اینکه اینا همین امروز رو دست از سر ما بردارند رو براشون خالی بستیم که دوست دخترمون قهر کرده. بابا دسوت دختر کجا بود شما آشنایی و صحبت کردن با یه دختر رو که از قبلا میشناختی رو میگین دوست دختر؟؟؟ حالا که چی سالی یه بار میبینمش.
حالا اینو بگو داره به ریش ما میخنده ما رو جلوی معلم دینی ضایع کرده . حالا مغلم دینی ما خوب بود هیچی نگفت تازه حال اونم گرفت ولی این ول بکن نبود رفت به معلم عربیم گفت ٫ معلم عربی ما هم از اون گیرا بود که هی سیخونک میزد میگفت بیشتر توضیح بده ببینم چی شده . من هم هیچی نگفتم حالا این و ۳ نمره کم کردن عربی ترم هم یه چیزه دیگه. دیگه پشت دستم رو داغ کردم که به این آشغالا هیچی نگم.
یه هفته بعد از اون ماجرا. یه روز بعد از ظهر که داشتیم با معلم دینیمون میومدیم تو راه خونه حرف میزدیم سر راه دوباره ای دختره ضاهر شد و گفت : چطوری آقا کیان ! دیگه قرار میذاری و سر قرار نمیای این آقاهه کیه؟ وایییییییییییییییییییییییییی ما رو میگیا مثل آب رفتیم تو زمین . معلم دینیه ما هم بدون خداحافظی رفت و گفت آقا کیان بفرمایید مثل اینکه من قرار شما رو به هم زدم . خدااااااااااااا کمـــــــــــــک. این دختره هم عین خر میخندید و اونم رفت پی کارش .
وایـــــــــــــــــــــــــــــــی این دیگه کیه؟ اسم منو از کدوم قبرستون در آورده. به خدا من با این قرار نگذاشته بودم . حالا نگو این آشغال یکی از فامیلای بچه های مدرسه ی ما بود این هم مدرسه ی ما هم اسم ما رو میده بهش و همرو خالی بسته جلوی معلم ما .
نمیدونم این بد بختی از کجا اومد ولی تونستم حسابی اون پسر رو بچزونم که دیگه از این غلطا نکنه . آخه نه من از این دختره خوشم میومد نه از تریپ رفتا رو لباس این چیزا .
بعد از اون ماجرا این معلم های ما هم هی به ما گیر میدادن بابام هم که خیلی برو بیا داشت تو مدرسه اصلا از این ماجرا ها باخبر نشد چون معلوم بود که معلم ها میخوان ما رو به غلط کردن بندازن و حال ما رو جلوی بچه ها بگیرن. ولی آخر سال که شد خیلی حال کردم چون وسط خیابون تو میدون تجریش آبروی دختره رو بردم. یه روز که داشت مثل همیشه تو خیابون داشت با یه پسر صحبت میکرد با یه سری از دوستام که وفادار بودن رفتم کنارشون وایسادم و با دوستام صحبت میکردم طوری که اونا هم بشنون و گفتم میدونی یه دختره هست که خیلی ..... هست . خیلی ... هست و این چیزا و شروع کردم به فحش خواهر مادر دادن و گفتم میدونی اون دختره کیه ؟ همونیکه موهاشو رنگ کرده و چشمام رو لنز آبی گذاشته و خیلی زشته و خلاصه مشخصات اون رو گفتن و یه دفعه دوستم گفت ببینم اون دختره همینی که کنارمون وایساده نیست؟؟؟؟ پسره هم از این جوجه ها بود و نمیتونست به ما که سه چهار نفر بودیم چیزی بگه دست دختر و گرفت و رفت . ما هم داشتیم میمردیم از خنده . وای حالا نخند کی بخند ؟؟؟؟؟
خیلی حال داد جای همتون خالی بود . اینم ماجرای من و مدرسه
اینو گفتم که به هر کسی اعتماد نکنین و اگه خواست باهاتون دوست بشه اول بشناسیدش و اگر عین من تو این موقعت گیر کردین که خواست زیر آبتونو بزنه میدونین چی کار کنین؟ نه نمیگم این دیگه به عهده ی خودتونه و بستگی به رفتار و اعتقاد هر شخص داره هالا چه میخواد شما دختر باشین و چه پسر فرقی نمیکنه.
لبخند پیروزی
عجب !!! اينجوريشو ديگه نديده بودم !!! ای بابا ...
خوبه ضايش کردی ... حقشه ...
در ضمن آهنگ وبلاگت قشنگه ... و من برای حدود ۵۰ امين بار گوشش دادم ....
این مزایده وبلاگی رو از دست ندید
سلام کیان خوبی؟؟منم خیال دارم بنویسم ...میای ببینی؟؟؟
مرسی بای بای
سلام
خوبی؟؟؟؟؟؟ آهنگه خیلی توپه
خوشم اومد
آهنگه without me رو هم بزار لتفن
اونم توپه
Now this looks like a job for me
So everybody just follow me
Cuz we need a little controversy
Cuz it feels so empty without me..
bye
سلام
آخه عزیزم از سال ۱۹۸۴ یا ۱۹۸۵ بشمار بیا تا سال ۲۰۰۳ ببین میشه داخل ۱۹ و ۲۰ یا ۱۵ و ۱۶ . بعدشم اون وب سایت اون قسمتش خیلی وقت پیش آپدیت شده بود. در ضمن روسها از کی تا حالا پیش دانشگاهی داشتن ؟
موفق باشید
سلام
خاستم بگم فقت دخترا نیستن که این جورین.
اهنگه جدیده sean poul را هم بذار که خیلی ثواب داره
اگه میشه در مورده طراحیه سایت منو راهنمای کن ثواب داره
ممنون.
khosh bashi .bye